شرف دست همین بس که نوشتن با اوست

خوشترین مایه ی دلبستگیه من با اوست

شرف دست همین بس که نوشتن با اوست

خوشترین مایه ی دلبستگیه من با اوست

"...ن والقلم و ما یسطرون"

سلام
من بهارم
متولد روزهایی که بوی فرا رسیدن بهار همه جا را پر کرده است
روزهای پر جنب و جوش
پر از سرزندگی
پر از حس تازگی...
سعی میکنم به همان طراوت و شادابی باشم

توی زندگیم روزهای تلخ زیادی داشتم ولی نیومدم اینجا از روزای تلخم بگم ، بخاطر همه سختیهایی که داشتم و بهم کمک کرد تا قویتر بشم خدا رو شکر میکنم ، من و دنیا چیزی به هم بدهکار نیستیم ، تمام بدی هاش رو حلال کردم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

درد دل

زندگی خیلی پیچیده ست خیلی خیلی خیلی بیشتر از اونچه که فکرشو بکنید

گاهی وقتا خیلی بی رحم میشه گاهی وقتا خیلی مهربون بعضی اوقات هم در عین رنجی که بهت میده و تو سخت ترین شرایطی ولی حس خوبی بهت میده قبول دارم تعریفام از زندگی یکم پیچیده شد ولی باز به پیچیدگیه خود زندگی نیست

من با تمام کوچک و بی مقدار بودنم توی این جهان بزرگ با اینکه سن و سالمم به قدری نیست که جسارت داشته باشم و بگم تجربه های زیادی پیدا کردم ولی به لطف تمام سختی هایی که داشتم و دارم یکم از رمز و راز این پیچیدگی ها برام قابل فهم شده

خیلی خیلی خیلی برام سخت بود همه این مشکات و سختی ها بعضی وقتا منو تا مرز دیوانگی میبرد افسرده شدم ولی باز خودمو پیدا کردم از زمین و زمان شاکی بودم بدترین اتفاقایی که ممکن بود برای یه دختر تو شرایط و موقعیت من پیش بیاد برام افتاد خیلیا رو از دست دادم خیلی از عزیزامو . خیلی از عزیزام فقط از دست نرفتن بدتر از اون تبدیل شدن به بدترین دشمنم از قابل اعتمادترین خیانت دیدم از مهربون ترین سنگدلی دیدم تماااااام معادلاتم تو ذهنم به هم ریخت البته این وسط یه چیزایی هم بدست آوردم که بهم خیلی کمک کرد. این اتفاقا افتاد تا رسیدم به این روز از زندگیم به 24 سال و 9 ماه 13 روزگی...

نمیدونم چطور ولی دوست دارم تعییراتی که توی روحیه م ایجاد شد و حال و هوای این روزامو انتقال بدم چون خیلی خیلی خیلی حال خوبیه لذت از زندگی در اوج مشکلات شایدم لذت از مشکلاتی که داره خیلی خیلی قوی میکندت

اعتراف میکنم خب دوست نداشتم تو این شرایط باشم ولی سعی میکردم کم نیارم تمام سعیم این بود دوام بیارم تا به روزای خوب برسم به مهربونیه خدا ایمان داشتم و دارم و همینجور پیش رفتم تا رسیدم به الان. به زمانی و شرایطی که واقعا دوست دارم توش باشم حالا تمام اون حس های ناراحت کننده و شکایت ها و درگیری های درونی از بین رفته و رسیدم به شکرگزاریه واقعی. الان با اینکه شاید از نظر انسان هایی که خودشونم قوی هستن توی بدترین شرایط گیر افتادم ولی من دارم لذت میبرم از این بازی از این مسئولیت که رو دوشمه از این محبت خدا از توجه خدا از اینکه خدا اینقدر دوستم داره که حواسش بهم بود تااا رسیدم به اینجا که قوی باشم از اینکه خدا اینقدر بهم اعتماد داره اینقدر دوستم داره که بعضی اوقات حل کردن مشکات سنگینی رو بهم میده و کمک میکنه تا حلش کنم تا اونجا که یه دختر کوچولوی لوس و رنجور و ضعیف بشه کسی که سرش بالاست و دلش قرصه برسه به جایی که هر روز بگه خدایا ظرفیت عطا کن... ظرفیت تا سرریز نشود کاسه صبرم... ظرفیت تا تندی نکنم با هرکس که چشم امیدی هرچند نا امیدانه به من دوخته... ظرفیت تا مغرور نشوم تا هر اندازه که به دست میاورم ببخشم...

خدایا حواست بهم باشه فقط تو رو دارم...

بنده کوچکت بهار

  • ۹۴/۰۹/۱۷
  • بهار ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی