شرف دست همین بس که نوشتن با اوست

خوشترین مایه ی دلبستگیه من با اوست

شرف دست همین بس که نوشتن با اوست

خوشترین مایه ی دلبستگیه من با اوست

"...ن والقلم و ما یسطرون"

سلام
من بهارم
متولد روزهایی که بوی فرا رسیدن بهار همه جا را پر کرده است
روزهای پر جنب و جوش
پر از سرزندگی
پر از حس تازگی...
سعی میکنم به همان طراوت و شادابی باشم

توی زندگیم روزهای تلخ زیادی داشتم ولی نیومدم اینجا از روزای تلخم بگم ، بخاطر همه سختیهایی که داشتم و بهم کمک کرد تا قویتر بشم خدا رو شکر میکنم ، من و دنیا چیزی به هم بدهکار نیستیم ، تمام بدی هاش رو حلال کردم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

مولوی

لیلی و مجنون


 "فصد" یعنی رگ زدن و "فاصد"  یا  "فصّاد"  یعنی رگ زن، در موضوع  "اتحاد عاشق و معشوق" داستان زیبایی در مثنوی است که شنیدنش خالی از لطف نیست و به یاد ماندنی است؛

 می گویند روزی مجنون مریض شده بود به جهت فراق از لیلی، بیماری "خناق" که امروزه به آن " دیفتری" گویند که به واسطه ی بروز پرده ی سفیدی بنام "غشای کاذب" در حلق پدید می آید و باعث انقطاع تنفس و خفگی می گردد: " پس طبیب آمد به دارو کردنش/ گفت: چاره نیست هیچ از رگ زنش"  رگ زن بازوی مجنون را بست و نشتر را در دست گرفت تا رگ مجنون را بازکند که مجنون فریادی کشید که  "مزد خود بستان و ترک فصد کن/ گر بمیرم گو: برو جسم کهن" مردم فکر کردند که مجنون می ترسد، به او یادآوری کردند که تو از شیر نمی ترسی، چطور از سوزنی می ترسی و مجنون جوابی داد که دهان همه مثل دهان شما! بازماند؛ گفت زیر پوست من لیلی است می ترسم تیغ بر لیلی عزیزم بخورد و او را زخمی کند!!

" گفت مجنون: من نمی ترسم ز نیش               صبر من از کوه سنگین هست بیش

لیک از لیلی وجود من پر است                           این صدف پر از صفات آن دٌر است

ترسم ای فصّاد گر فصدم کنی                                    نیش را ناگاه بر لیلی زنی

داند آن عقلی که او دل روشنی ست                    در میان لیلی و من فرق نیست"

 

(مثنوی دفتر پنجم از بیت 1999 تا 2019)

  • ۹۰/۰۴/۱۷
  • بهار ..